برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ماچیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ماما مریدان روی سوی قبله چون آریم چونروی سوی خانه خمار دارد پیر مادر خرابات طریقت ما به هم منزل شویمکاین چنین رفتهست در عهد ازل
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
از این که از وبلاگ من دیدن می کنید ممنونم. این لینک پایین آدرس کانال,م با نام همین وبلاگه. عزیزانی که دوست دارن از مطالب اونجا هم لذت ببرند میتونند به این کانال سر بزنند.
خوشحال میشم که اونجا هم ببینمتون!
DAYANparvane@
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
کافی است به دیدن من بیایی
نقاب از چهره برداری
تا من اولین منجمی باشم
که روی کره ی زمین
گوشه ی تاریک اتاق خواب
ماه را
بدون هیچ تلسکوپی رصد کرده است!
#علی سلطانی
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام

پــــــــــــر نقــــش تر از...
فـــــــــــرش دلم.... فــــــــــــــرش دلـــم...
بافتــــــه ای نیـســــــــت
از بـــــس به گره زد به گره...
حوصلــــــــه هـــا را
حوصلـــــــه هـــا را...!!!
# محمد, علی_بهمنی
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام
از من جدا مشو که تو هم نور دیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریده ای
از چشم زخم خویش مبادت گزند از آنک
در دلبری به این خوبی رسیده ای
منعم کنی ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیده ای
آن سرزنش که تو را کرد دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای!
« آرامِ جان»
فکر تعطیل، دلتنگی تعطیل،
بروید لب آبی، دشتی، دمنی،
کوهی چیزی بنشینید،
و به اندازه یک هفته با خود خلوت کنید؛
نه گریه کنید،
نه جای کسی را خالی کنید،
یک نفس عمیق بکشید،
و لبخند بزنید...
آنوقت می فهمید؛
آدم تا میتواند خودش را داشته باشد،
حیف است نیمش را پیش کسی جا بگذارد که معلوم نیست الان کجاست!!!
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم،
اما، روزهای بد، همچون برگهای پاییزی،
باور کن که شتابان فرو میریزند، و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی،
استخوان میشکنند،
و درخت
استوار و مقاوم برجای می ماند.
عزیزِ من! برگهای پاییزی، بی شک،
در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت، و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت،
سهمی از یاد نرفتنی دارند....!
برچسب:
نویسنده: سارا خوشنام